Sunday, December 21, 2008

سایه

ای همچو من بر زمین اوفتاده
برخیز ، شب دیر گاهست ، برخیز
دیگر نه دست و نه دیوار
دیگر نه دیوار و نه دوست
دیگر نه پای و نه رفتار
تنها تویی با من ای خوبتر تکیه گاهم
چشمم ، چراغم ، امیدم ، پناهم
من بی تو از خود نشانی نبینم
تنهاتر از هر چه تنها، همداستانی نبینم
با من بمان ای تو خوب
ای یگانه
.
.
.
پینوشت : این تکه از شعر اخوان رو یه وقتی که یادم نمیاد کی بود اینجا نوشته بودم ، جا مونده بود تا امروز که پست بشه
اخوان از اون شاعراست که باید شعراشو حتما بلند بلند بخونم
راستی اکه این شعرش به تورتون خورد حتما بلند بلند بخونینش
.
...
هشدار ای سایه ره تیره تر شد
دیگر نه دست و نه دیوار
دیگر نه دیوار و نه دوست
دیگر به من تکیه کن ، ای من ، ای دوست
...
پینوشت2: چقدر این شعرش الان بی ربطه به حس و حال این روزها

No comments: